بهانه های همیشگی استعمار؛ این بار، مبارزه با کارتل های مواد مخدر
واژه استعمار برای روشنفکران و نخبگانی که در جریان انقلاب اسلامی قرار داشته اند، آشنا است. این واژه به عنوان یکی از علتهای عقب ماندگی جوامع به اصطلاح شرقی، در کنار استبداد، شناخته شده و راه رهایی از آن، از بین رفتن ماموران و کارگزاران استعمار در میان ملت ها دیده می شد. انقلاب اسلامی نیز از نقطه نظر همین گفتمان، تلاش نمود تا با بسیج مردمی پیرامون واژه استقلال، با این پدیده شوم مبارزه نماید. مبارزه ای که نه به یکباره به پایان می رسد و نه لزوما به پیروزی ختم میشود. چرا که استعمارگران همواره برای نشان دادن خود به عنوان راه حل، و نه مشکل، تلاش بسیاری داشته و می توان مدعی شد که در این راه نیز موفقیتهایی به دست آورده اند.
لحظه های تاریخی مانند جنبش های انقلابی و استقلال طلبانه در کشورهای جهان سوم، روایت پیروزی بر این پدیده تاریخی را نوید می داد. اما گذر زمان نشان داد که این پدیده، در حوزه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و حقوقی خود را بازتعریف و بار دیگر برای مخفی نمودن ماهیت مسئلهسازش، خود را به عنوان راه حل مشکلات کشورهای جهان معرفی نمود.
از زمانی که ناوگان های کشتیرانی عظیم و به خدمت گرفتن باروت برای تولید سلاح های مرگ آور، به وسیله ای برای به بند کشیدن ملت های دیگر تبدیل گشت، شاهد این روند ریاکارانه استعماری و ایجاد برچسبهای متعدد و متنوع علیه مخالفان استعمار بوده ایم. استعمارگران در ابتدای فعالیت شان، خود را متمدن و دارای دانش لازم برای بهره برداری هر چه صحیح تر از منابع مادی کشورها معرفی نموده و با حضور نظامی در میان ملتهای آسیایی و افریقایی، آن ها را به بند کشیدند. در این میان نیز، هر ساز مخالفی را با عنوان بربر، وحشی و دزد دریایی سرکوب می کردند.
به تدریج که آگاهی در میان ملت ها گسترش یافت، استعمارگران که همان روایت تمدنی را یدک می کشیدند، کوشش کردند تا در قالب های سیاسی و فرهنگی، برتری خود بر دیگر ملت ها را حفظ نمایند. در این میان، هر ساز مخالفی با عنوان “بیسواد”، “غیرعلمی” و “تندرو” طبقه بندی و سرکوب می گشت. در ادامه و پس از قتل عام میلیون ها انسان بیگناه در خلال جنگ های اول و دوم جهانی، سازوکار حقوقی برای تثبیت این برتری بوجود آمد. حق وتو، به قدرت های استعماری این مزیت را می داد تا هر نغمه مخالف خوانی را به عنوان “یاغی” طبقه بندی نموده و با عکس العمل حداکثری، تحت بند هفتم منشور ملل متحد، برتری خود را حفظ نمایند.
اما در سالهای انتهایی قرن بیستم و ابتدای قرن بیست و یکم، پدیده ای نوظهور به عنوان برچسبی از مخالفت بوجود آمد: تروریسم. حمله به برج های دوقلو در امریکا در بیست شهریور/یازده سپتامبر سال 2001، آغازی بر لشکرکشی های جهانِ متمدن علیه جهان تروریستی و “محور شرارت” بود. حمله به افغانستان و عراق از سوی امریکا و متحدانش، جهانی بی ثبات و ویران شده برای مردم غرب آسیا بر جای گذاشت. این جنگ بی پایان برای مبارزه با تروریسم، دستاوردی جز تقویت تروریسم در منطقه نداشته و بار دیگر ثابت نمود که یک نیروی استعماری، هدفی به جز ایجاد برتری میان خود و ملت های “دیگر” از طریق به نابودی کشاندن تلاشهای آن ملت ها برای رسیدن به استقلال و رفاه ندارد.
با ناکارآمدی بهانه تروریسم در لشکرکشی به دیگر کشورها و برملا شدن حمایت های بی چون و چرای امریکا و کشورهای غربی از تروریسم، اکنون دولت ترامپ به دنبال ایجاد بهانه ای تازه برای ماجراجویی های بی پایان خود است. بهانه جدید هم بوجود آمده است: کارتل های مواد مخدر.
از زمانی که انگلستان و چین در اوایل قرن بیستم بر سر تجارت تریاک با یکدیگر جنگیدند، نخبگان ملت های غیراروپایی و یا حتی اروپایی به خوبی آگاه هستند که تجارت مواد مخدر، در دستان همان هایی است که اکنون داعیه مبارزه با آن را دارند. از “فرانک لوکاس”، که در قالب ترابری نظامی میان ویتنام و امریکا، مواد مخدر در جامعه سیاهپوستان امریکایی پخش می کرد تا “بری سیل” که تحت نظارت ماموران مبارزه با مواد مخدر امریکایی، مواد مخدر تولید تولیدکنندگان عمده مواد مخدر مانند پابلو اسکوبار و دیگران را به امریکا منتقل می کرد، تنها ردپایی که در جریان تجارت مواد مخدر در قاره امریکا مشاهده میشود، نیروها و مقامات سیاسی و قضائی در ایالات متحده امریکا هستند.
اکنون ترامپ تلاش می کند تا با بهانه مبارزه با مواد مخدر، ونزوئلا، کشوری با رویکردهای استقلال طلبانه در برابر استعمار امریکایی، را به زانو درآورده و از منابع بی پایان معدنی این کشور بهره کشی نماید. همان بلایی که بر سر عراق آوردند و در سه سال اول حضور خود در این کشور، از منابع نفتی سرشار عراق بهره های فراوانی بردند. و همانطور که در بیست سال حضور در افغانستان، تنها میراثی که بر جای گذاشتند، جریانی از تروریسم و ناامنی بی پایان و فقر و فلاکت بود.
تاریخ به ما می گوید که این بار نیز نباید به ادعای مبارزه با مواد مخدر از سوی صاحبان اصلی این تجارت سیاه توجهی نموده و علت های دیگری را در پس پرده جنگ طلبی های دولت ترامپ در امریکای لاتین بیابیم. علت هایی که از فرط وضوح در پرده غیبت فروافتاده اند.