تمسخر تلخ زنان در یک برنامه بیارزش
به گزارش افق سوم، برنامه تلویزیونی «زن روز» یکی از نمونههای شاخص تولیدات رسانهای اخیر است که با ظاهری سرگرمکننده و جذاب، وارد حوزه حساس و اثرگذار «تصویرسازی از زن» میشود. این برنامه، به جای آنکه نقش رسانه را در ارتقای جایگاه زن و بازنمایی ارزشهای فرهنگی و انسانی ایفا کند، عملاً به بستری برای کالاییسازی زن، بازتولید کلیشهها و ترویج سبک زندگی مصرفگرایانه تبدیل شده است.
در پشت صحنه رنگارنگ و پرزرقوبرق «زن روز»، پیامهای پنهان و آشکاری جریان پیدا میکند که به شکلی نظاممند ارزشهای بنیادین جامعه ـ از عقلانیت و کرامت انسانی گرفته تا هویت فرهنگی و مسئولیت اجتماعی ـ را به حاشیه میراند. این رویکرد، نه تنها با اصول فرهنگ ایرانی ـ اسلامی در تضاد است، بلکه حتی از شعارها و اصول جنبشهای جهانی برابریخواهانه که ادعای همسویی با آنها دارد، عبور میکند.
هدف این نوع تولید محتوا، آشکار کردن این نکته است که برنامه «زن روز» نه تنها تعالی زن را دنبال نمیکند، بلکه به شکل جدی زن را تحقیر میکند و تصویر او را در عرصه اجتماعی و فرهنگی مخدوش میسازد. هرچند تیزرها و جذابیتهای بصری برنامه، به ظاهر پیامهای مثبت برای مخاطب دارند، اما در متن و ساختار اصلی آن، نگاه زنستیزانه و لهکننده حاکم است؛ نکتهای که اغلب مخاطبان به دلیل اقتضائات رسانهای آن برنامه، متوجهش نمیشوند.
زنان شرکتکننده در چنین برنامههایی، اغلب دچار ضعفهای جدی در اعتماد به نفس و عزت نفس هستند. این وضعیت ممکن است ریشه در شرایط سخت زندگی آنها داشته باشد یا نتیجه مسیر شخصی و اجتماعیای باشد که آنان را به سمت کمبینی و خودکمبینی سوق داده است.
این زنان، بسیاری اوقات هویت مستقل برای خود تعریف نکرده و جایگاه واقعی زن را در زندگی و جامعه نمیشناسند، زیرا خودشناسی کافی را تجربه نکردهاند. آنها برای دیده شدن و کسب تأیید و تمجید، خود را در معرض چنین فضای رسانهای قرار میدهند.
این در حالی است که سطح برنامه آنقدر پایین و مبتذل است که نه تنها شایستگی معرفی زن را ندارد، بلکه انتقادات گستردهای از سوی کاربران، چه در شبکههای اجتماعی داخلی و چه در پلتفرمهای بینالمللی مانند یوتیوب، دریافت کرده است.
به نظر میرسد سازندگان برنامه اهداف مشخصی را دنبال میکنند. حتی میتوان حدس زد که آنان آگاهانه به دنبال افرادی هستند که از بهره هوشی و ظرفیتهای فکری بالایی برخوردار نباشند یا با عقدههای روانی حلنشده مواجهاند؛ کسانی که به راحتی در قالب نمایشهای تحقیرآمیز قرار میگیرند. انتخاب شرکتکنندگان بیشتر بر اساس قابلیت بهرهبرداری از ضعفهای شخصیتی آنان است، نه بر اساس استعداد، مهارت یا معیارهای منطقی و فرهنگی.
نظام داوری برنامه نیز مردمحور و زنستیزانه است. داوران اجازه میدهند که به ارزیابی سطحی و ظاهربینانه بدن و ظاهر زنها بسنده شود و شخصیت زن، استعدادها و ابعاد معنوی و عاطفی او کلاً نادیده گرفته شود. این داوریها اغلب با لحن تند، بیادبانه و مغایر حداقلهای نزاکت همراهاند و فرهنگ تمسخر و تحقیر زن را تقویت میکنند.
روح زن، با همه ابعاد عرفانی، معنوی و انسانیاش، در این برنامه نه دیده میشود و نه پاس داشته میشود. به جای آن، با نگاهی کالایی و مصرفگرایانه به زن پرداخته میشود؛ رویکردی که هیچ ارتباطی با تعالی جایگاه زن ندارد و حتی در جوامع غربی نیز با واکنشهای منفی مواجه میشود.
در نهایت، باید تأکید کرد که چنین برنامههایی، نه تنها به ارتقای فرهنگی و اجتماعی زنان کمک نمیکنند، بلکه به صورت مستقیم موجب له شدن شخصیت زن، تحقیر جایگاه او و تبدیلش به شیء مصرفی در نگاه مخاطب میشوند.
تاکید اصلی این مسابقه بر لباسهای برند، استایلهای گرانقیمت و سبک زندگی لوکس است؛ رویکردی که مصرفگرایی را پررنگ کرده و آن را از یک انتخاب شخصی به یک رقابت رسانهای تبدیل میکند.
این رقابت اما رقابتی سالم نیست، بلکه رقابتی منفی است.
زنان و دختران جوانی که این برنامه را دنبال میکنند، به شکل مستقیم و غیرمستقیم تحت فشار روانی قرار میگیرند تا مانند شرکتکنندگان رفتار کنند؛ یعنی شیکپوش، خوشاستایل و مطابق با معیارهای لوکسگرایانه باشند. نتیجه این فشار رسانهای، افزایش گرایش آنان به جراحیهای زیبایی و تغییرات ظاهری افراطی است.
برای بسیاری از این مخاطبان، نداشتن اعتماد به نفس کافی یا ابتلا به خودکمبینی، زمینهساز به دام افتادن در چنین چرخهای میشود. آنها با تصور «بهتر دیده شدن» و «بهتر زندگی کردن»، وارد مسیرهای پرهزینه و آسیبزا میشوند و در نهایت با اختلالات بیشتر در همان حوزههای روانی و اجتماعی مواجه میگردند.
برنامه «زن روز» با شعار و تیزرهای تبلیغاتی خود صریحاً میگوید: «به هر قیمتی متفاوت باش» و «به هر قیمتی شاد باش». این رویکرد، به ظاهر شعار خلاقیت و شادی است، اما در واقعیت، تمام ارزشهای انسانی، عقلانیت، کرامت، وقار و متانت ـ همان ارزشهای ذاتی زن ـ را زیر سؤال میبرد.تجربه نشان میدهد حتی اگر با خود شرکتکنندگان این برنامه یا مخاطبان آن بنشینیم و گفتوگو کنیم، اغلب تأیید میکنند که دوست دارند بر مبنای عقلانیت و کرامت با آنان رفتار شود. اما این برنامه، با محتوایی که ارائه میدهد، همین خواسته را نقض میکند و مسیر کاملاً معکوسی را پیش میگیرد.
برنامه بر پایه کلیشهها ساخته شده و زن را به ابژه زیبایی تقلیل میدهد. جالب آنکه حتی از شعارهای مطرح در جنبشهای برابریخواهانه و فمینیستی نیز عبور میکند و می گوید از شعار «بدن من، انتخاب من» فراتر رفته و آن را بیاعتبار کرده، زیرا معیارهای سخت و استانداردسازی ظاهری برای زنان اعمال میکند.از اصل «زن کالا نیست» نیز عبور میکند و زن را آشکارا به کالای قابل قضاوت و مصرف بدل میسازد.
در این فضا، زن تحت قضاوت بیرحمانه مردان قرار میگیرد، تحقیر میشود و این فرایند به شکلی جذاب و پرزرقوبرق بستهبندی میگردد تا به مخاطب ـ و حتی به زن خود ـ قابل پذیرشتر به نظر برسد. این عمل، نوعی خشونت روانی علیه زن است و سلامت روانی او را تخریب میکند، در عین حال که تبعیض جنسیتی را بازتولید میکند.