پرونده نبرد پیش رو؛ دو سال پس از ۷ اکتبر؛ مقاومت، مشروعیت و بیداری جهانی
۱. از عملیات تا بحران مشروعیت
عملیات طوفان الاقصی، در نگاه بسیاری از تحلیلگران، نه یک رخداد ناگهانی بلکه نتیجه سالها محاصره، تبعیض و بنبست سیاسی در پرونده فلسطین بود. واکنش سنگین و بیسابقه اسرائیل علیه غزه، که با تلفات انسانی گسترده همراه شد، هرچند قدرت نظامی این رژیم را به نمایش گذاشت، اما در سطح بینالمللی مشروعیت آن را بیش از هر زمان دیگری زیر سؤال برد.
افکار عمومی جهان، بهویژه در غرب، دیگر نمیتواند میان «دفاع از خود» و «نقض سیستماتیک حقوق بشر» مرز روشنی ترسیم کند. همین تغییر در برداشت عمومی، شاید یکی از مهمترین پیامدهای غیرنظامی جنگ غزه باشد.
۲. بازتاب جهانی و تغییر گفتمان
در دو سال گذشته، پدیدهای کمسابقه در عرصه عمومی غرب رخ داده است: گسترش اعتراضات ضدجنگ، افزایش جنبش تحریم اسرائیل (BDS) و شکلگیری گفتوگوهای جدید درباره عدالت در خاورمیانه. از دانشگاههای آمریکا تا خیابانهای لندن، شعار «آزادی برای فلسطین» به مطالبهای اخلاقی و انسانی بدل شده است.
رسانهها و نهادهای بینالمللی نیز ناگزیر شدهاند به مسائلی بپردازند که سالها از آن چشم میپوشیدند؛ از جنبههای حقوق بشری محاصره غزه گرفته تا نقش قدرتهای بزرگ در استمرار این بحران.
۳. مقاومت بهعنوان راهبرد بقا
دو سال تجربه نشان داده است که سیاستهای مبتنی بر مذاکره بدون پشتوانه واقعی، نهتنها نتوانسته صلحی پایدار ایجاد کند، بلکه به تعمیق اشغال و استمرار خشونت انجامیده است. در مقابل، مقاومت – در ابعاد سیاسی، فرهنگی و مردمی – به نماد بقا و اراده ملی فلسطینیان بدل شده است.
این مقاومت دیگر صرفاً نظامی نیست؛ بلکه مفهومی چندبعدی است که شامل حفظ هویت، همبستگی اجتماعی، و ایستادگی در برابر نابرابری جهانی نیز میشود.
۴. نتیجهگیری: بیداری جهانی در برابر بحران عدالت
بحران غزه طی دو سال گذشته نشان داد که مسئله فلسطین دیگر موضوعی منطقهای نیست. آنچه در غزه میگذرد، به سنجهای برای ارزیابی صداقت قدرتهای جهانی در دفاع از حقوق بشر تبدیل شده است.
بیداری جهانی در برابر رنج مردم فلسطین، هرچند هنوز به تغییرات ساختاری منجر نشده، اما وجدان جمعی بشریت را متوجه تناقضهای نظم موجود کرده است. در چنین شرایطی، مقاومت آگاهانه و هدفمند نه صرفاً یک واکنش، بلکه پاسخی به مطالبه جهانی عدالت است.