پرونده نبرد پیش رو: بازخوانی برخی دلالتهای طوفان الاقصی پس از دو سال
۷ اکتبر ۲۰۲۳ یکی از روزهای فراموشنشدنی در تاریخ مقاومت اسلامی فلسطین و نقطهعطفی در تحولات جریان مقاومت به شمار میرود که مدتها موضوع مستقیم مطالعات سیاسی، امنیتی، نظامی، و نیز پژوهشهایی در ابعاد الهیاتی، جامعهشناختی و روانشناختی خواهد بود.
اکنون دو سال از طوفان الاقصی گذشته و جهانیان با چشم حیرت تحولات زیادی را با شتاب فراوان نظاره میکنند. این عملیات در سطح کلان، حادثهای بسیار بزرگ بود که میتوان تاریخ مقاومت و به طور خاص مقاومت اسلامی، به ویژه در فلسطین و لبنان را به قبل و بعد از این رویداد تقسیم کرد. اساساً به دلیل گستره و دامنه مسأله و پیامدهای متعدد آن، نمیتوان تنها به ابعاد و پیامدهای نظامی و امنیتی چنین رویدادی بسنده کرد.
ابتدا بسیاری از تحلیلگران و نخبگان سیاسی، شگفتزده شدند. لذا سخنان و تحلیلهای زیادی هم پیرامون آن شکل گرفت؛ از جمله اینکه آیا کار خود حماس بوده؟ یا مثلاً ایران پشت طراحی آن قرار داشته؟ و یا قدرتهای مخالف آمریکا همچون روسیه در پس عملیات بودهاند؟ حتی این سناریو مطرح شد که شاید قضیه با جنگ اوکراین مرتبط باشد.
در حمایت از این عملیات، مردم کشورهای مختلف عربی و اسلامی به صورت خودجوش تظاهرات کردند. پس از واکنش شدید نظامی رژیم صهیونیستی با پشتیابی تمامعیار ایالات متحده آمریکا و شرکای غربیاش و بهویژه بعد از ارتکاب جنایات جنگی که هر روز اخبار آن منتشر میشود، شاهد بودیم که افکار عمومی جهانی شوکه شده و وجدان انسانهای زیادی بیدار گشته، احساسات نوعدوستانه آنها جریحهدار شده است.
ازاینرو، آنها از طرق مختلف بهویژه برگزاری تظاهرات واکنش نشان دادهاند. دیدیم که حتی در کشورهای غربی، اعتراضات زیادی آن هم با حضور جمعیتهای زیاد شکل گرفت.
در انگلیس و آمریکا، فرانسه و حتی در اسپانیا با وجود فشارهای زیاد دولتی، تظاهراتهای بزرگی به حمایت از مظلومیت فلسطین و غزه شکل گرفت تاجاییکه برخی مقامات سیاسی اروپا و آمریکا هم ناگزیر به آن واکنش نشان دادند. در آخرین حرکت سویه درست تاریخ میتوان ناوگان صمود (ایستادگی) برای کمک به مردم بیگناه و بیدفاع غزه را نام برد.
بااینهمه، واكنشهاي رسمي (دولتی) و حتي مردمی در برخی از کشورهای مسلمان در حد متوقع نبود. بهطورخاص، در خاورمیانه عربی و کشورهای تأثیرگذار این منطقه، در سطح دولتها و ملتها واکنش مطلوب نبود که این جای تأمل و دقت دارد.
در اینجا اين پرسش مطرح مي شود كه چگونه می توان وضعیت خاورمیانه را با نظر به طوفان الاقصی تحلیل کرد؟ این مسأله را میتوان در سطوح متفاوت مورد تأمل قرار داد و «دلالتهای» آن را برساخت.
بهعنوان نمونه، شرایط کنونی گذار در نظم بینالمللی و روندهایی که به نظم جدید شکل خواهند داد را چگونه میتوان در نسبت با طوفات الاقصی تبیین و تفسیر نمود؟ همچنین بررسی این ماجرا در سطح «انسان خاورمیانهای» و روانشناسی اجتماعی جای تحقیق و بررسی دارد.
بنابراین، در سه سطح دولت، جامعه و انسان (فرد) خاورمیانهای میتوان دلالتهای متعددی را استخراج نمود. در این نوشتار کوتاه صرفاً برخی دلالتها را برمیشمارم.
نخستین دلالت طوفان الاقصی آن است که به نظر میرسد جهان اسلام در سه سطح مزبور به سمت نوعی وضعیت خاکستری در حرکت است.
در این جوامع، هژمونی هویتی به سختی رخ میدهد. ازاینرو، این واکنش غیرمتوقع در کشورهای عربی، برای جریان مقاومت که بهطورخاص جریانی هویتی است چالش و تهدید بهشمار میرود.
اگر از منظر دولتها در خاورمیانه نگاه کنیم، مثلاً عربستان، عادیسازی روابط با اسرائیل را نفی نکرد و طوری رفتار نمود که گویی مسأله فلسطین از منظر دولتهای عربی، از زاویه دیگری تحلیل میشود؛ برخی مانند بحرین و امارات که در زمان وقوع عملیات طوفان الاقصی رسماً حماس را محکوم کرده و از اسرائیل حمایت کردند. در اجلاس ریاض بعد از آغاز جنگ، تقریباً و در عمل این ایران بود که حامی و مدافع غزه و منادی مظلومیت آن شد.
عربستان سعودی موشکهای یمنی را رهگیری کرد. تنها یمنیهای شیعی (انصارالله) مدافع فلسطین بودند.
به نظر می رسد گمشده انسان خاورمیانهای و جوامع خاورمیانه، مسأله «توسعه و پیشرفت» است که در فرایندهای درونی، و در تعاطی با روندهای منطقهای و بینالمللی به مسأله «رفاه» به عنوان یکی از ابعاد توسعه فروکاهیده شده است.
اساساً سایر مفاهیم و مضامین توسعه همچون دموکراسی، جامعه مدنی و … از سوی نخبگان فکری و سیاسی یا فهم نشده یا اساساً به اقتضائات بومی این جوامع، کنار گذاشته میشود.
بهطورخاص، مقوله رفاه با فرهنگ جوامع عربی و بهطورکلی، جوامع مصرفی کنونی سازگار است. این امر به عنوان یکی از دلالتهای تهدیدی برای خاورمیانه و هویت اسلامی آن به شمار میرود.
این امر البته از منظری دیگر میتواند برای گفتمان مقاومت فرصتساز باشد. بعد از جنگ جهانی دوم یعنی از سال ۱۹۴۵ به بعد، جنگ سرد بین غرب و شرق شکل گرفت و در نهایت، گفتمان لیبرالسرمایهداری غرب بهویژه در بعد فرهنگی، چیره گشته و فرهنگ آمریکایی و غربیسازی بر جهان مسلط شد.
شوروی که نماد شرق کمونیستی بود از بین رفت و بسیاری از کشورهای اسلامی هم گرچه به صورت جزئی تن به این سلطه دادند. اما طوفان الاقصی ضربه بزرگی به هویت غربی آمریکایی و هژمونی آنان هم بود؛ چراکه غرب به رهبری آمریکا تصویر مسلط از خود به عنوان فرهنگ حامی حقوق بشر و… را به تبع پشتیبانی و بلکه مشارکت مستقیم در جنایات علیه مردم فلسطین، مخدوش ساخت.
این هم یکی دیگر از دلالتهای طوفان الاقصی برای خاورمیانه است. این دلالت، علاوه براینکه فرصتی را برای جریانهای مخالف هژمونی غرب فراهم ساخته تا با برجستهسازی نقاط تاریک تمدن مدرن غربی، در راستای آمریکاییزدایی (جهانیشدن آمریکایی) گام بردارند، به روشنفکران و اندیشمندان جهان و حتی افکار عمومی جهانی امکان میدهد تا درباره وجه خشن تمدن جدید بیشتر بیاندیشند.
یکی دیگر از مسائل مرتبط با طوفان الاقصی این است که از حوالی سال 2013 در محافل آمریکایی اینگونه مطرح میشد که آمریکا تمرکز خود را روی شرق آسیا گذاشته است و نسبت به خاورمیانه حساسیت کمتری نشان میدهد. وقتی جنگ اوکراین هم رخ داد، گفته شد که تمرکز بر روسیه است.
اما با حوادث اخیر شاهدیم که آمریکا به شکل تمامعیار حمایت خود را از اسرائیل انجام داده که در قیاس با اوکراین بسیار است. بنابراین هنوز اهمیت خاورمیانه برای آمریکا بسیار حیاتی است.
دلالت دیگر آن است که جریان مقاومت بهخصوص در سالهای بعد از ۲۰۰۰ و جنگ ۳۳ روزه در سال 2006، بُعد نظامی و امنیتی خود را تقویت کرده است که این عملیات نقطه اوجی در این زمینه به شمار میرود. بهویژه با درگیرشدن سایر نیروهای محور مقاومت همچون مقاومت عراق، یمن و لبنان، جریان مقاومت این توانایی خود را با نوعی انسجام و هماهنگی نشان داد.
طوفان الاقصی به عنوان عملیاتی پیچیده و ایستادگی غزه نشان داد که رژیم صهیونیستی و حتی متحدان آن بهویژه آمریکا نتوانستند آن را پیشبینی کنند و نمیتوانند جریان مقاومت فلسطین را بهکلی از میان بردارند.
لذا اسرائیل بهعنوان حامی صهیونیستها در داخل و خارج سرزمینهای اشغالی و همچنین تأمینکننده منافع غرب، دیگر نمیتواند امنیت را تأمین نماید.
در این وجیزه برخی از دلالتهای این رویداد مهم را برشمردم که هریک میتواند موضوع پژوهشی مستقل باشد. قطعاً اذهان کنجکاو و انسانهای پرسشگر قادر خواهند بود از زوایای دیگری بر سایر دلالتهای طوفان الاقصی پرتویی بیفکنند.