کمیته صلح نوبل و نقش آن در سازماندهی فضا
نگاهی به انتخاب برخی افراد طی سالهای گذشته برای دریافت جایزه صلح نوبل نشان میدهد که انتخاب افراد بر اساس ساختار و هدف مشخص صورت میگیرد.در سال ۲۰۲۱ دمیتری موراتوف اپوزوسیون دولت روسیه؛ در سال ۲۰۲۲ الس بیالیاتسکی اپوزوسیون دولت بلاروس در سال ۲۰۲۳ نرگس محمدی اپوزوسیون نظام سیاسی ایران در سال ۲۰۲۵ ماریا کورینا اپوزوسیون دولت ونزوئلا به عنوان برندگان جایزه صلح نوبل مشخص گردیدهاند.
هر چند جایزه صلح نوبل برای اولین بار در سال ۱۹۰۱ اعطا و تا الان ۱۰۴ بار واگذار گردیده است. اما نگاهی به برندگان این جایزه، ترکیب و ساختار موسسات یا افراد تاثیرگذار در انتخاب برنده جایزه نوبل نشان میدهد که بعد از ایجاد سازمان ملل یک رویکرد مبتنی بر نهادگرایی و حاکمیت الگویی مبتنی بر نظم آمریکایی- اروپایی در بین انتخاب کنندگان وجود دارد. به نحوی که در پنج سال اخیر چهار نفر از انتخاب شوندگان در بین اپوزوسیون دولتهای غیر همسو با نظم آمریکایی- اروپایی نظام جهانی میباشند.
یکی از اهداف عمده انتخاب کنندگان از انتخاب برندگان جایزه صلح نوبل سازماندهی فضا مبتنی بر نظم آمریکایی – اروپایی میباشد. به نحوی افراد یا مؤسساتی که در این راستا فعالیت دارند مشمول انتخاب میشوند. اما سوالی که مطرح میشود اینست که هدف از این انتخابها چیست؟
برای پاسخ به این سوال باید گفت که قبل از هر چیزی باید مبانی سازماندهی فضا در سطح نظام جهانی در دو ساحت رسمی و غیررسمی بررسی و تبیین گردد. در سازماندهی فضا در ساحت رسمی قدرتهای بزرگ در سازماندهی فضا به دنبال ایجاد یک واحد سیاسی وبه دنبال آن ساختارسازی، نهادسازی، و قانونگذاری میباشند. در حالی که در ساحت غیر رسمی، غیرنهادی و ادراکی به سه هدف مشروعیتسازی، هنجارسازی و هویتسازی اپوزوسیون دولتهای غیرهمسو میتوان اشاره نمود.
انتخاب مخالفان دولتهای غیرهمسو با نظم آمریکایی- اروپایی برای دریافت برنده جایزه صلح نوبل زمینه مشروعیتسازی مخالفان دولتها و مشروعیتزدایی از دولتهای مقابل آنها را فراهم مینماید.
مشروعیتسازی مخالفان زمینه کمک و مساعدت قدرتهای بزرگ را فراهم مینماید.
به عنوان مثال انتخاب ماریا کورینا ماچادو رهبر اپوزسيون ونزوئلا آن هم در شرایط کنونی گامی در راستای مشروعیتسازی اقدامات آمریکا برای سرنگونی دولت فعلی ونزوئلا را فراهم مینماید.
انتخاب مخالفان دولتهای غیرهمسو با نظم آمریکایی- اروپایی برای دریافت جایزه صلح نوبل زمینه هنجارسازی رویههای مد نظر انتخاب شنوندگان را فراهم مینماید.
هنجارسازی یکی از مولفههای مهم سازماندهی فضا به شمار میرود.
هنجارسازی یعنی حمایت از مخالفان غیرهمسو با دولتهای قدرتمند به یک رویه و هنجار بینالمللی تبدیل میگردد و این موضوع به برندگان جایزه صلح نوبل برای دستیابی به مقاصدشان کمک میکند. هنجارسازی زمینه همراهی نهادهای عرفی و امر اجتماعی را با اقدامات برندگان جایزه صلح نوبل فراهم مینماید و این امر در کنار امر رسمی و سیاسی نظامبینالملل که دولتهای غیرهمسو را تحریم و یا تنبیه مینماید میتواند اقدام موثری برای انزوا یا جنگ با دولتهای غیرهمسو فراهم مینماید.
انتخاب مخالفان دولتهای غیرهمسو با نظم آمریکایی- اروپایی برای دریافت جایزه صلح نوبل زمینه هویتسازی برای انتخاب شوندگان و هویتزدایی برای مخالفان آنها را فراهم مینماید.
هویتسازی یعنی کیستی و هویت رهبری یک فرد و یا سازمان که در تقابل و در ضدیت با رهبران دولت غیرهمسو با نظام جهانی است به رسمیت شناخته میشود.
هویتسازی باعث ارائه وجه مثبتی از فرد و دیدگاههای سیاسی او و هم حزبانش، به رسمیت شناختن اقدامات فرد و هم حزبانش، تبلیغ مثبت برای فرد و سازمان وی و در نهایت کمک به فرد و حزب وی جهت دستیابی به اهداف خود و تشکیل سازمان سیاسی میباشد. اهدافی که با منافع قدرتهای بزرگ سازگار است و با منافع آنها تناقض ندارد.
نتیجهگیری؛
اعطای جایزه صلح نوبل را باید در یک متن و کانتکست بزرگتر ذیل اهداف نظام جهانی و انگارههای آن سنجید. مشروعیتسازی، هنجارسازی، هویتسازی از جمله مهمترین اهداف هژمونی جهانی از این قبیل کارهاست. هر چند در کنار آن مصونیتسازی، برجستهسازی برندگان جایزه صلح و به حاشیهرانی مخالفان دولتهای غیرهمسو با نظام جهانی را نیز میتوان به آن اضافه نمود. این فرایند محصول رویه و مناسبات حاکم بر نظامجهانی میباشد و از پیچیدگیهای خاصی برخوردار است امری که به سادگی قابل تشخیص نیست.