آیا میتوان افکار عمومی را به بازی گرفت؟
در واقع، افکار عمومی که معمولاً از طریق رسانهها بازنمایی میشود در مواقع حساس به نوعی فشار اجتماعی تبدیل میشود که نظامهای سیاسی را از طریق نیازها، خواستهها و اعتراضات خود تحت تأثیر قرار میدهد.
حساسیتهای افکار عمومی جوامع میتواند نسبت به مسایل مختلف به درجات متفاوتی تحریک شود؛
چراکه هر جامعهای بر اساس معیارهای مورد قبول در نظام باورها، ارزشها و هنجارهای خود نسبت به حوادث و اخبار واکنش نشان میدهد. ازآنجاکه افکار عمومی صدای مردم به شمار میرود بازیگران سیاسی اعم از بازیگران رسمی همچون احزاب و تشکلهای سیاسی؛ و غیر رسمی مانند گروههای ذینفوذ و ذینفع تلاش میکنند با استفاده از رسانههای خود افکار عمومی را در راستای خواستهها و منافعشان هدایت نمایند و به تعبیر دقیقتر به آن شکل دهند.
اما در این مسیر، عمدتاً امر اخلاقی تحتالشعاع منافع گروهها قرار میگیرد.
به ویژه از حساسیتهای اخلاقی افکار عمومی جوامع استفاده میشود تا در پشت آن، خواستهها و اهداف سیاسی خاصی پنهان شود. نکته مهم در اینجا تشخیص ذینفعان و ذیربطان در بستر کلی سیاسی و اجتماعی در زمان طرح موضوعات مهم و حساس است.
مدتی است در فضای رسانهای کشور موضوعاتی به سرخط رسانهای تبدیل میگردند که توالی و تناوب زمانی و موضوعی آنها، شائبه تحریک عمدی افکار عمومی برای غفلت از موضوعات مهمتر را به ذهن متبادر میسازد. اکنون که در آخرین روز از مهرماه به سر میبریم وقتی سیر این دست موضوعات را بررسی میکنیم میتوانیم علامت سؤالی را پیش دیدگانمان قرار دهیم. از واکنشها به انتشار سخنان چندی قبلی یکی از سیاسیون برجسته درباره قانون عفاف و حجاب، همچنین انتشار یک ویدئو از مراسم جشن عروسی دختر یکی از مقامات ارشد کشور گرفته تا مورد اخیر که خبر بازداشت یک بازیگر سرشناس به اتهام ارتکاب یک جرم در حوزهای که افکار عمومی جامعه ایرانی نسبت به آن حساسیت بالایی دارد را میتوان در این مسیر تحلیلی نگریست.
البته در اینکه پرداختن به هر یک از این موضوعات وظیفه نهاد مربوطه است و باید به آنها مطابق قانون رسیدگی نماید، سخنی نیست و امری مسلم و مفروض به شمار میرود. اما مناقشه بر سر زمان و بستر طرح این قبیل موضوعات و تحریک روانی جامعه است.
صرفاً تشخیص اخبار و محتواهای جعلی از حقیقی نیست؛
توجه به سواد رسانهای در اینجا هم مهم است. سواد رسانهای صرفاً تشخیص اخبار و محتواهای جعلی از حقیقی نیست؛ بلکه مصرفکننده رسانه باید درباره اخبار درست هم این سؤال را مدنظر داشته باشد که چرا این خبر اکنون و اینجا نشر گسترده مییابد؟ باید بررسی نمود آیا حادثه مهم دیگری با این قبیل اخبار تحتالشعاع قرار گرفته یا خیر؟ در این مرحله توجه به ذینفعان و ذیربطان آن حادثه یا موضوع دیگر، میتواند گاه پاسخ به پرسش سنجشگرانه مصرفکننده رسانه باشد.
رعایت اخلاق از سوی گروههای سیاسی امری حیاتی به شمار میرود.
به هر حال، جامعه ایرانی نسبت به بسیاری از جوامع کنونی هنوز هم جامعهای اخلاقی است و ارزشهای اخلاقی را پاس میدارد و مقدس میشمارد. از اینرو، توجه به این حساسیتهای اخلاقی از سوی گروههای سیاسی امری حیاتی به شمار میرود. گاه احتمال دارد شخص یا گروهی در راستای بهرهبرداری سیاسی، پارهای از اصول اخلاقی را نادیده بگیرد و حتی به اهداف خود دست یابد. اما توجه به این نکته ضروری است که به اهداف کوتاهمدت بسنده کرده و در نهایت بازنده خواهد بود؛ چراکه رویه اشتباهی را بنا نهاده که سرانجام به زیان خودش نیز به کار خواهد رفت.