خسروپناه: حکمرانی محلی ابزاری کلیدی برای مقابله با جنگ شناختی است
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: حکمرانی محلی ابزاری کلیدی برای مقابله با جنگ شناختی است. به گزارش افق سوم، حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه، در همایش ملی «تهدیدات شناختی و حکمرانی محلی» با تأکید بر...
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: حکمرانی محلی ابزاری کلیدی برای مقابله با جنگ شناختی است.
به گزارش افق سوم، حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه، در همایش ملی «تهدیدات شناختی و حکمرانی محلی» با تأکید بر پیچیدگی ذات انسان، به آیه 85 سوره اسراء اشاره کرد که در پاسخ به پرسش درباره روح، میفرماید: «وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا»، و تصریح کرد: وقتی خداوند میفرماید دانش انسان نسبت به روح اندک است، نشان میدهد که شناخت کامل انسان از خودش امری الهی و فراتر از درک کامل بشر است.
وی به طبقهبندی سیستمها توسط متفکر برجسته قرن بیستم، «بولدینگ»، ارجاع داد و گفت: بولدینگ سیستمها را از سادهترین تا پیچیدهترین طبقهبندی میکند؛ عالیترین سیستم قابل دسترسی برای بشر، سیستم انسانی است که شناخت تمام ابعاد آن بسیار دشوار است. استاد خسروپناه ادامه داد: همین پیچیدگی باعث شده در روششناسی علوم انسانی و اجتماعی، مکاتب مختلفی مانند آمپریسیسم، پوزیتیویسم، پدیدارشناسی، هرمنوتیک، هیستوریسیسم و تاریخانگاری شکل بگیرند؛ هر کدام از زاویهای خاص به انسان نگاه کردهاند، اما هیچکدام به تنهایی نمیتوانند تمام ابعاد انسان را درک کنند.
خسروپناه سپس به سابقه پژوهشی خود در حوزه حکمرانی اشاره کرد و گفت: از سال 97 تمرکز اصلی پژوهشهای من بر مقوله «گاورننس» (Governance) بوده است. در پنج سال اخیر نیز درس خارج فقه حکمرانی و حکمت حکمرانی را در فضای مجازی تدریس کردهام و به تفصیل به حکمرانی قرآنی و علوی پرداختهام. وی افزود: تاکنون بیش از 200 متن انگلیسی درباره گاورنس و مکاتب مختلف حکمرانی مطالعه کردهام، اما متأسفانه در دانشگاههای کشور تنها به «گود گاورنس» (حکمرانی خوب) پرداخته میشود، در حالی که 15 مکتب حکمرانی در جهان مطرح شده است؛ از جمله مکتبی که توسط یک متفکر آمریکایی در کتابی با عنوان «حکمرانی سالم» ارائه شده که هنوز به فارسی ترجمه نشده است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به کتابهای نوشتهشده در این حوزه، گفت: تنها یک کتاب انگلیسی درباره حکمرانی اسلامی از دهه 80 میلادی وجود دارد و در فارسی نیز کتاب «حکمت و فقه حکمرانی» از اینجانب به چاپ رسیده است. وی تأکید کرد که واژه «حکمرانی» اغلب به اشتباه به جای «حکومت» بهکار میرود، در حالی که تفاوت اساسی بین «گاورنس» (حکمرانی به مفهوم فرایند هدایت جامعه) و «گاورمنت» (حکومت به مفهوم ساختار رسمی قدرت) وجود دارد و درک صحیح این تمایز، نکتهای کلیدی در تحلیل چالشهای فرهنگی و سیاسی است.
خسروپناه به تحولات آکادمیک حوزه حکمرانی در ایران اشاره کرد و گفت: اگرچه این حوزه هنوز به عنوان یک رشته مستقل و بلوغ علمی در دانشگاههای کشور نرسیده است، اما گامهای اولیه برداشته شده است؛ مدرسه حکمرانی شهید بهشتی در سال 97 و سپس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران سه تا چهار سال بعد تأسیس شد که ما در شکلگیری آنها مشارکت داشتیم. متأسفانه در بسیاری از مراکز آموزش عالی، همچنان به این حوزه بهصورت آکادمیک و جامع پرداخته نمیشود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، به بررسی مفهوم «جنگ شناختی» و ارتباط آن با حکمرانی محلی پرداخت و خاطرنشان کرد که فقه حکمرانی و حکمت فلسفی حکمرانی خوب هنوز بهاندازه کافی در کشور مورد توجه قرار نگرفته است.
وی با اشاره به نقش مقام معظم رهبری در تبیین این مفاهیم، گفت: یکی از شخصیتهایی که بارها اصطلاح حکمرانی را بهدرستی و با دقت بهکار برده و آن را مردمی ساخته، حضرت آیتالله خامنهای هستند. نگاه ایشان به این مباحث بسیار قابل توجه است؛ همچنین واژه جنگ شناختی نیز بارها در سخنان ایشان بهکار رفته، اما متأسفانه هنوز تدبیر دقیقی برای درک و مقابله با آن شکل نگرفته است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر ضرورت درک صحیح مفهوم «شناخت»، توضیح داد: بسیاری شناخت را با دانش یکی میدانند، در حالی که اینجا دانش (knowledge) نیست، بلکه نِیشن (nation) و مقولهای چندمرحلهای است. چون این اصطلاحات از غرب ترجمه شدهاند، فکر میکنیم شناخت فقط در حیطه دانش قرار میگیرد، در حالی که گستره آن فراتر است.
سه نوع جنگ و تأثیرپذیری همهجانبه از جنگ نرم
خسروپناه با تقسیمبندی جنگها به سه دسته «نرم»، «سخت» و «نیمهسخت»، یادآور شد: این تقسیمبندی جدید نیست؛ جنگهای نرم همان جنگهای معرفتی و تبلیغاتی، جنگهای نیمهسخت شامل ترورها و جنگهای سخت هم جنگهای نظامی هستند. از بدو پیروزی انقلاب تاکنون با هر سه نوع جنگ روبهرو بودهایم: هزاران شهید ترور، هزاران جانباز جنگ تحمیلی و جنگ نرم فرهنگی که همچنان ادامه دارد.
وی با رد نظریه «گسست نسلی» در تحلیل جنگ نرم، تصریح کرد: برخی میگویند جنگ نرم باعث گسست نسلی شده، اما این دیدگاه را از نظر علمی نمیپذیرم. جنگ نرم تنها بر نوجوانان و جوانان دهههای 70، 80 و 90 تأثیر نمیگذارد، بلکه بر میانسالان دهه 40 و 50 و حتی سالمندان دهه 2 و 30 نیز تأثیر میگذارد.
خسروپناه در تبیین روششناسی کاری خود در سه سال گذشته بهعنوان دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، بر رویکردی کاملاً میدانی و حضوری در عرصه فرهنگی تأکید کرد. وی اظهار داشت که در این دوره، ترجیح داده است زمان بیشتری را صرف حضور در میان اقشار مختلف جامعه کند تا نشستن در پشت میز؛ بهگونهای که از جمعهای معتکف و نوجوانان تا محیطهای زندان، دانشگاهها و حوزههای علمیه را پوشش داده و با گروههای گوناگون—از جوانان و نوجوانان گرفته تا زندانیان و طلاب—گفتوگوهای عمیق و مستقیمی داشته است. این حضور گسترده در عینحال که نشاندهنده تعهد وی به درک واقعی چالشهای فرهنگی کشور است، رویکردی را رقم زده که در آن تصمیمگیریهای فرهنگی بر اساس شنیدن صدای مستقیم مردم و نه صرفاً گزارشهای کتبی شکل میگیرد. این سبک کاری، او را به یکی از فعالترین و میدانگردانترین مسئولان فرهنگی در سطح کشور تبدیل کرده است.
وی سپس به تبیین ابعاد هویت انسان پرداخت و گفت: در جنگ شناختی که بخشی از جنگ نرم است، حداقل سه ساحت (بعد) از هویت انسان تحت تأثیر قرار میگیرد؛ من این ابعاد را به شش بعد گسترش دادهام که امروز بر سه بعد تمرکز میکنم: دانش، باور و منش. بنابراین جنگ شناختی تنها با حیطه دانش درگیر نیست، بلکه باورها را هدف قرار میدهد و گاهی منش انسان را دگرگون میسازد.
برای نمونه، وی به تحریف واقعیتهای مربوط به ایران اشاره کرد: جنگ شناختی گاهی ایران را بهگونهای توصیف میکند که واقعیتها مغلوب شده و جای خود را به افسانهها میدهند.
خسروپناه به زمینههای فکری خود اشاره کرد و گفت: هنگامی که میخواستم روی مکتب فلسفی اصفهان کار کنم، به این نتیجه رسیدم که بهزعم من، اصفهان یک مکتب فلسفی مستقل دارد. البته ملاصدرا اینجا حضور داشته، اما مکتبی به نام مکتب اصفهان بهمعنای مستقل و متمایز از مکاتب دیگر، وجود دارد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، به بررسی ارتباط میان شناخت هویت فرهنگی و مقابله با جنگ شناختی پرداخت و با اشاره به پروژه تحقیقاتی درباره مکتب فلسفی اصفهان، گفت: مکتب فلسفی اصفهان، مکتب ملاصدرا نیست، بلکه مکتبی مستقل مبتنی بر ابنسینا و سهروردی است. برای اثبات این موضوع، محققان دانشگاه اصفهان و دانشگاه آزاد اسلامی را گرد هم آوردیم و پس از بررسیهای دقیق، به این نتیجه رسیدیم که اصفهان دارای مکتب فلسفی، فقهی، حدیثی، علمی-فناوری و حتی روششناسی خاص خود است.
وی افزود: در حوزه فلسفه، پروژهای را دستاندرکار شدیم که طی آن 50 جلد کتاب از آثار فلسفی اصفهان احیا و چاپ شد. دو همایش بزرگ در دانشگاه اصفهان برگزار کردیم که بسیاری از اساتید دکتری فلسفه پس از آن اعتراف کردند: تا پیش از این برنامهها، نمیدانستیم اصفهان دارای مکتب فلسفی مستقل است.»
خسروپناه با تأکید بر این نکته که «دانستن هویت میآورد»، تصریح کرد: ناآگاهی از هویت فرهنگی و تاریخی، مستقیماً بر تعلق به میهن تأثیر میگذارد و زمینهساز تأثیرپذیری از جنگ شناختی است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به جایگاه اصفهان در عرصه هنرهای سنتی، گفت: از میان 500 نوع صنایع دستی موجود در جهان، 299 نوع آن در ایران وجود دارد که عمده آنها متعلق به اصفهان است. این صنایع دستی از اصفهان به شهرهای دیگر ایران و سپس صادر می شود.
وی بر ارتباط عمیق میان حکمت و هنر تأکید کرد: حکمت تنها در کتابها نیست؛ پیوند وسیعی بین حکمت و موسیقی سنتی، بین حکمت و صنایع دستی، و بین حکمت و معماری وجود دارد. پشت هر یک از این هنرها، فلسفه و جهانبینی خاصی نهفته است.
نمونههای عینی از تأثیر جنگ شناختی بر باورهای جوانان
خسروپناه با نگرانی از تأثیر جنگ شناختی بر نسل جوان، مثالهایی عینی ارائه داد: نوجوانان و جوانانی میبینیم که میگویند رژیم پهلوی بهتر از جمهوری اسلامی بود، در حالی که وقتی از آنان میپرسیم چه چیزی بهتر بود؟، پاسخی جز این ندارند که یک رژیم موروثی بود. برخی حتی میگویند در جمهوری اسلامی پیشرفتی نداشتیم این در حالی است که کل کشور آب آشامیدنی تصفیهشده دارد، جادهسازی گسترده انجام شده، و رشد علمی و فناوری بیسابقهای داشتهایم.
وی به رشد حضور زنان در عرصه علم اشاره کرد: در گذشته، تعداد محدودی هیئت علمی زن داشتیم، اما امروز 32 تا 34 درصد اعضای هیئت علمی دانشگاههای کشور را بانوان تشکیل میدهند.
خسروپناه با انتقاد از توقف برنامه راهیان پیشرفت، خواستار راه اندازی دوباره آن شد و گفت: پیشرفت های زیادی در حوزه های گوناگون نظیر هوش مصنوعی، کوانتوم، نانو و سایر حوزه ها داشته ایم که برای جوانان جذاب است.
وی در بیان نمونهای دیگر از جنگ شناختی در حوزه دانش اظهار داشت: به نیروی دریایی سپاه و ارتش پیشنهاد دادیم دانشآموزان مدارس سراسر کشور برای بازدید از ناو جنگی «شهید سلیمانی» به بندرعباس اعزام شوند. برخی از گروههای دانشآموزی در ابتدا باور نداشتند که این ناو واقعی است و تصور میکردند قابلیت حرکت ندارد. اما پس از روشن شدن ناو و مشاهده حرکت آن، شگفتزده شدند. در ادامه، آنان را به کارخانه سازنده این ناو هدایت کردیم تا از نزدیک با فرآیند طراحی و ساخت آن و توانمندیهای فناورانه داخلی آشنا شوند. این نمونهای از جنگ شناختی در عرصه دانش است؛ جایی که ناآگاهی نسبت به ظرفیتها و توانمندیهای ملی، بستر شکلگیری روایتهای نادرست را فراهم میکند.
تاریخسازی نادرست و ناآگاهی از ظلمهای دوره پهلوی
خسروپناه به حوادث اخیر اشاره کرد و گفت: در اعتراضات اخیر، نوجوانان و جوانانی از اقوام مختلف شعار حمایت از پهلوی را سر دادند اما وقتی به آنها یادآوری شد که پهلوی بهویژه رضاشاه، بهعنوان قصاب لُرها و بختیاریها معروف بود و جنایات گستردهای علیه این اقوام مرتکب شد، شوکه شدند.
وی مثال راهآهن را نیز بیان کرد: برخی میگفتند شاه راهآهن زد. در پاسخ گفتم راهآهن شمال به جنوب برای تأمین منافع روسیه و انگلیس ساخته شد، نه برای توسعه اقتصادی ایران. مرحوم مدرس و مصدق بر این باور بودند که باید راهآهن شرق به غرب(مسیر جاده ابریشم) ساخته شود تا اقتصاد کشور رشد کند، نه شمال به جنوب که امروز هم نیاز اساسی به آن نداریم.
خسروپناه با اشاره به حوادث سال 1320 شمسی، گفت: در سال 1320 که محمدرضا پهلوی به جای پدرش به سلطنت رسید، دولت انگلیس اصلاً تمایلی به ادامه سلسله پهلوی نداشت و حتی میخواست دولت قاجار را بازگرداند. انگلیسها حتی به محمدعلی فروغی پیشنهاد دادند دولتی بدون پهلوی تشکیل دهد، اما فروغی با مشورت محمدرضا پهلوی، این پیشنهاد را رد کرد.
وی افزود: محمدرضا پهلوی جرات نکرد پدرش رضاشاه را از تبعید بازگرداند. مهمتر از همه، 26 سال طول کشید تا در سال 1346 بتواند مراسم تاجگذاری خود را با حضور همسرش برگزار کند، یعنی 26 سال پس از به سلطنت رسیدن، برای اولین بار اجازه یافت تاج بر سر بگذارد. این نشان میدهد که او در آن سالها واقعاً حاکم مستقلی نبود و تحت نظارت خارجی قرار داشت.
تفاوت بنیادین دانش و باور
خسروپناه سپس به تبیین تفاوت میان «دانش» و «باور» پرداخت و گفت: دانش و باور دو مقوله مجزا هستند. فردی ممکن است بداند سیگار مضر است (دانش)، اما باور نداشته باشد که این سبک زندگی سرطان میآورد یا جوانمردیاش را از بین میبرد. دانش، پیوند موضوع و محمول در ذهن است؛ اما باور، پیوند قضیه با جان و قلب انسان است.
وی تصریح کرد: شبهات اعتقادی امروز بهویژه در میان جوانان فراوان شده است. آنچه در غرب مدرن طی 400 سال شکل گرفت، مباحاث فرهنگی در عرض ده سال در ایران بومیسازی شد و سپس بهسرعت گسترش یافت. در جهاد شناختی، گاهی باید دانشها را اصلاح کرد، گاهی باورها و بینشها، و گاهی منش و اخلاق را بازسازی نمود.
وی با اشاره به مفهوم «اثر تکوینی» مال حرام بیان کرد که ورود مال نامشروع به زندگی انسان، آثار واقعی و عینی بر سرنوشت فرد و خانواده او بر جای میگذارد.
خسروپناه به نمونههای تاریخی اشاره کرد: نسل نعمتالله جزایری، علامه مجلسی و شیخ انصاری چرا اینچنین برکتدار بود؟ چون لقمه حرام در زندگیشان نبود. برخی میگویند اثر منفی لقمه حرام گاهی از نطفه حرام هم بدتر است، چون باورها و اعتقادات را متزلزل میکند. امام حسین (ع) درباره کسانی که شکمشان از مال حرام پر شده، فرمودند شکمهاتان پر شده از مال حرام. این نهتنها گناه شرعی، بلکه آسیب شناختی و هویتی ایجاد میکند.
وی در ادامه به پدیده «لامپونیسم» (گرایش به بیبندوباری فرهنگی) اشاره کرد و گفت: لامپونیسم فرهنگی، اباهگری (بیپروایی اخلاقی) را به همراه میآورد: چه اشکالی دارد با این نامحرم بخندیم؟، چه مشکلی دارد با دوستانی که مشروب میخورند همراه شویم، ما که نمینوشیم؟ این نگاه سستبنیان، زندگی خانوادگی را تضعیف میکند؛ طلاق رشد میکند، تعداد فرزندان طلاقزده افزایش مییابد و هزاران آسیب اجتماعی دیگر شکل میگیرد.
خسروپناه تأکید کرد که جنگ شناختی گاهی در ساحت دانش، گاهی در بینش و باور، و گاهی در منش و اخلاق انسان تأثیر میگذارد و مقابله با آن مستلزم جهاد شناختی جامع در هر سه بعد است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، به تحلیل ذات پیچیده انسان و ارتباط آن با چالشهای شناختی پرداخت و گفت: بر اساس طبقهبندی بلدینگ، انسان در پیچیدگی سیستمها در طبقه هشتم قرار میگیرد و ذاتی بینهایتگرا دارد؛ در علم بینهایت سیر میکند، در ثروت و قدرت بینهایت طمع دارد، و شهوت او نیز بیکران است. این پیچیدگی، چالشهای شناختی را چندبعدی و عمیق میسازد.
خسروپناه با اشاره به انتقادات جوانان نسبت به فساد، تصریح کرد: برخی نوجوانان و جوانان بهحق میپرسند چرا با مفسدان برخورد جدی و علنی نمیشود. این انتقاد درست است؛ وقتی فساد یک مسئول پخش میشود، مجازات او نیز باید به همان اندازه شفاف و علنی باشد تا مردم شاهد عدالت باشند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به پرونده جزیره جفری اپستین، گفت: وقتی اسنادی منتشر شد که نشان میداد سران برخی کشورها درگیر جنایات وحشیانه علیه کودکان بودهاند؛ کودکانی که از زلزله و حوادث مختلف ربوده شده، مورد تعرض و تجاوز قرار گرفته اند، تعجب میکنم که چرا این جنایات بهاندازه کافی در رسانههای جهانی پوشش داده نمیشود.
وی افزود: در چنین شرایطی، چگونه میتوان انتظار داشت کشوری که سرانش درگیر چنین جنایاتی هستند، الگویی برای دیگران باشند یا به داد ملتها برسند؟ این تناقض، نشاندهنده دوگانگی نظامهای غربی در ارائه الگوهای اخلاقی و حقوقی است.
فناوریهای نرم: فرصت یا تهدید شناختی؟
خسروپناه با اشاره به ابزارهای جنگ شناختی، گفت: بحث قابل توجهی از جنگ شناختی امروز از طریق فناوریهای نرم اجرا میشود: از تبلیغات ساده گذشته به مطبوعات، نشر کتاب، و امروزه انیمیشن، فیلم، سریال، پادکست و پلتفرمهای نمایش خانگی.
وی تأکید کرد که خود بهطور کامل از فناوریهای نوین حمایت میکند: بنده موافق گسترش پلتفرمهای نمایش خانگی و فناوریهای نوین هستم. سند هوش مصنوعی و سند کوانتوم را در شورای عالی انقلاب فرهنگی پیگیری و مصوب کردیم؛ چرا که استفاده از هوش مصنوعی در پیشگیری از آسیبهای استخراج نفت، پیشبینی بیماریها و بهینهسازی صنعت، ظرفیتی ارزشمند است که عدم استفاده از آن غیرعقلانی است.
وی افزود: مشکل زمانی پدیدار میشود که این پلتفرمها بعضا سریالهایی تولید می کنند که آسیب های اجتماعی مثل مصرف دخانیات، قتل، جنایت را بهتصویر میکشند. وقتی نسل آلفا و بتا که وضعیت روحیشان هم اکنون هم آسیبپذیر است، چنین محتوایی را میبینند، حتی پیرمردان و پیرزنها هم ممکن است گرفتار خشونت شوند.
خسروپناه با اشاره به آمارهای عینی گفت: برخی افرادی که در حوادث اخیر دستگیر شدند، بسیاری در گفتوگوهای تحقیقی اعتراف کردند که تحت تأثیر بازیهای رایانهای قرار گرفتهاند. این فناوریها جنگ شناختی را به کنشهای واقعی و خشونتآمیز تبدیل میکنند.
وی خواستار استفاده مسئولانه از این ظرفیتها شد: ما نمیگوییم ابعاد منفی در سریال نباید باشد؛ باید باشد تا واقعگرایی داشته باشد، اما پیام نهایی باید درسآموز و تحکیمکننده خانواده باشد، نه القاکننده رفتارهای آسیبزا. متأسفانه گاهی مسئولان نهادهای امنیتی یا قضایی، بدون مجوز رسمی، چنین سریالهایی را پشتیبانی و پخش میکنند و سپس تعجب میکنیم که چرا خشونت در جامعه گسترش یافته است.
وی به شکاف میان نظریه و عمل در ایران اشاره کرد: در ساختار فعلی کشور، سیاستگذاری عموماً در اختیار شوراهای عالی، تقنین در مجلس (که البته نمایندگان منتخب مردم هستند)، راهبری نیز معمولاً توسط همان شوراهای سیاستگذار انجام میشود، در این سه رکن، نقش مستقیم مردم محدود است. در بخش اجرا، 85 درصد فعالیتهای اقتصادی کشور در دست دولت است؛ حتی بخشهایی که خصوصیسازی شدهاند، اغلب همچنان تحت نظارت و کنترل دولت باقی ماندهاند.
وی به بخش فرهنگی اشاره ویژهای کرد: سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد و سایر نهادهای فرهنگی عمدتاً دولتی هستند. نهادهای بخش خصوصی فرهنگی نیز بیشتر از طریق بودجه دولت تأمین مالی میشوند. هرچند قانون برنامه هفتم توسعه (مواد 75، 76 و 85) مشارکت اجتماعی را الزامی کرده، اما در عمل تنها حدود 10 درصد از این مصوبات پیادهسازی شده است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: یک پارادوکس وجود دارد: عقل حکم میکند حکمرانی محلهمحور بسیار مؤثر و مفید باشد، اما ساختار فعلی میدان را برای شکلگیری تعاونیها و نهادهای مردمی باز نمیگذارد.
وی به تجربههای موفق مردمی در تاریخ معاصر ایران اشاره کرد: ما تجربههای ارزشمندی داریم: هیئتهای مذهبی، جنگ هشتساله که توسط مردم اداره میشد. سازمانهای مردمی نهاد(سَمَنها) نیز تجربههای خوبی دارند که وزارت کشور در حال ثبت آنهاست.
خسروپناه دو پیشنهاد برای خروج از این بنبست ارائه داد. پیشنهاد اول وی بعد معرفتی دارد و گفت: قرآن کریم بر آموزش حکمت تأکید دارد. ما هرچه تولید کنیم، از نظر حجم و تعداد با رقبای خود بهویژه در جنگ شناختی رقابت نخواهیم کرد؛ عدد و رقم ما قابل مقایسه نیست. باید کار کیفی انجام دهیم: اگر مردم ما رفتاری حکیمانه، دانشی حکیمانه، بینشی حکیمانه، منشی حکیمانه و کنشی حکیمانه داشته باشند یعنی حکمیسازی شوند، میتوانیم در مقابل تهدیدات شناختی مقاومت کنیم.
وی توضیح داد: حکمت یعنی توانایی تشخیص حق از باطل، زمان و مکان مناسب برای هر کنش، و تأثیرگذاری با حداقل هزینه و حداکثر بازدهی. این همان جهاد شناختی است که برای مقابله با جنگ شناختی ضروری است.
پیشنهاد دیگر خسروپناه، ساختاری بود.
وی اعلام کرد که پیشنهاد ساختاری که حاصل مماشات با نهادهای مختلف، اندیشکدهها و فعالان مردمی بوده، پیشنهادی که بر اساس تجربههای مردمی ایران و با تمرکز بر ظرفیتهای محلی، راهکاری عملیاتی برای تحقق حکمرانی محلی در مقابله با تهدیدات شناختی ارائه میدهد.
خسروپناه گفت: هویتسازی به یک الگوی مبتنی بر حکمت نیاز دارد. ایده من که هنوز در حد طرح است الگوی حکمرانی حکمی است؛ الگویی که در حوزه علوم انسانی حکمی، فناوری حکمی و سایر عرصهها نیز قابل تعمیم است. کشور ما پیش از اسلام و پس از آن، کشوری اهل حکمت بوده است؛ اصفهان نیز یکی از پایتختهای تاریخی حکمت در جهان اسلام بوده است.
وی افزود: اگر مسئله حکمت را جدیتر بگیریم، حکمت بهمعنای اکسیری که بر جان آدمیت اثر میگذارد، دیگر کمارزش نخواهیم بود. حکمت یعنی توانایی تشخیص حق از باطل، زمان و مکان مناسب برای هر کنش، و تأثیرگذاری با حداقل هزینه و حداکثر بازدهی؛ همین همان جهاد شناختی است که برای مقابله با جنگ شناختی ضروری است.
خسروپناه با اشاره به تنوع نهادهای فعال در جامعه ایران، گفت: «ما نهادهای مردمی داریم، مانند مساجد، سازمانهای مردمی نهاد (سَمَنها)، انجمن اولیا و مربیان؛ نهادهای عمومی مانند بسیج، هلال احمر با 3 میلیون و 250 هزار داوطلب جوان (رقمی بینظیر در سطح جهان)، و بهزیستی با نزدیک به یک میلیون فعال مردمی؛ تشکلهای صنفی و بخش خصوصی؛ و مراکز پژوهشی و اندیشکدههای متعدد.
وی با تأکید بر اینکه «نیازی به ساخت نهاد جدید نداریم»، تصریح کرد: موفقیت در حکمرانی محلمحور زمانی حاصل میشود که بتوانیم این جزایر پراکنده را در سطح محله به هم پیوند دهیم: بهزیستی سهم خود را در محله مشخص کند، شهرداری اختیار و مسئولیت مشخصی بدهد همانگونه که شورای حل اختلاف در محلهها موفق بود. باید کثرت فعالیتهای پراکنده را به وحدت در سطح محله تبدیل کنیم.
خسروپناه به نمونههای عینی از موفقیت این رویکرد اشاره کرد: وقتی آقای رئیسجمهور (شهید رئیسی) ایده مدرسهسازی را مطرح کردند، در یک سال تعداد زیادی مدرسه ساخته شد؛ قبلاً یک خیر 100 مدرسه میساخت، اما در آن یک سال، 100 خیر هرکدام یک مدرسه ساختند، علاوه بر ادامه فعالیت خیرین بزرگ.
وی به اقدام اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در آزادسازی زندانیان مقروض اشاره کرد: «اخیراً مجموعهای را راهاندازی کردیم برای آزادسازی زندانیانی که به دلیل بدهیهای کم 50 یا 100 میلیون تومان در زندان هستند. در ماه مبارک رمضان، صدها نفر از جمله بانوانی که به دلیل فریبخوردن توسط شوهر یا دیگران با بچههای کوچک در زندان بودند با همکاری خیرین آزاد خواهند شد.
خسروپناه در پایان گفت: اگر این ظرفیتهای پراکنده را در محلات تجمیع کنیم، کارکرد بسیار مؤثری خواهیم داشت.
انتهای پیام/